تبليغاتX
ساز نی

ساز نی

50 مزیت مرد بودن

1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل

 آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست

2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو

دوباره بپوشید

3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید

و بعد بگید مد روزه

4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه

شناسنامتون رو  قایم نمیکنید

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب  کمتر است

6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو

داخل دهانتون سرنگون نمیکنه

7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید

8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید

چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد

10- فقط شما میتونید برید استادیوم

11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید

12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک

 و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید

13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه

و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید

که چه روز پرکاری داشتید

14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن

تعادل سینی چای نیستید

15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید

16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره

17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال

یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید

18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید

19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید

20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که

دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید

21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید

که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟

22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید

 و نون بگیرید و اینا...

23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره

 شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید

24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها

 و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید

25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت

به راحتی سوار یه پیکان میشید

26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید

27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو

با دوستاتون تفسیر کنید

28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس

 سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید

29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید

30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید

و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه

31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید

و در عقب دود نخورید

(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)

32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید

33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر

 (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید

34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه

35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت

با یه آستین کوتاه میایید بیرون

36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید

تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید

37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی

،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس

 در 3/0 ثانیه بگذرانید

38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD

لنز چشم داشته باشید

(رنگهای LCD  معمولا بالای 16 میلیون میباشد)

39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره

40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست

41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه

میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید

42- با دیدن سوسک و موش و امثال هم

اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند

43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید

44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان

 بستری نخواهید شد

45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید

بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید

46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)

47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار  ممتاز است

که مخصوص شما آقایان میباش

48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید

و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید

49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی

رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)

50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون

از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟!

(این یکی دیگه ته ویژگی بود)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/07ساعت 4:2 قبل از ظهر  توسط علی کشوری  | 

برای اینكه زن‌ذلیل خوبی باشیم

برای اینكه زن‌ذلیل خوبی باشیم كافی است به 15 قانون زیر كه ساخته و پرداخته ذهن زنان است، توجه نموده و آنها را به دقت رعایت كنیم
زن، همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب كند
قوانین ممكن است بدون اطلاع قبلی تغییر كند
امكان ندارد مردی تمام قوانین را بداند
چنانچه زن شك ببرد كه مرد تمام یا برخی از قوانین را می‌داند، می‌تواند بلافاصله قوانین را تغییر دهد
زن هرگز اشتباه نمی‌كند
چنانچه به نظر آید كه زن در اشتباه است، علت آن است كه مرد حرفی بیجا و اشتباه بر زبان آورده یا كاری اشتباه كرده كه باعث سوء تفاهمی آشكار و در نتیجه، اشتباه زن شده است
چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد باید بلافاصله معذرت بخواهد، چرا كه او باعث سوء تفاهم شده است
زن می‌تواند هر زمان كه اراده كند، تصمیم خود را عوض كند
مرد هرگز نباید بدون رضایت صریح زن، تصمیم خود را عوض كند
زن حق دارد در هر زمان عصبانی یا مشوش باشد
مرد باید در تمامی اوقات آرام باشد، مگر اینكه زن از او بخواهد عصبانی شود
زن ممكن است از مرد بخواهد كه عصبانی باشد یا عصبانی نباشد، اما تحت هیچ شرایطی نباید او را از نیت خود آگاه سازد
مرد مكلف است، در تمامی اوقات ذهن زن را بخواند
در تمامی اوقات و در هر زمان و مكان آنچه مهم است این است كه منظور زن چه بود، نه اینكه چه گفت.
چنانچه مرد هر زمان که تصور میکند درست میگوید کافی است به بند 5 مراجعه نماید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/01ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط علی کشوری  | 

مادر شوهر و مادر زن ها

همه ما اين شوخي را شنيده‌ايم: در پاسخ مردي كه مي‌پرسد: مادرزن متوفي‌ام را چه كار كنم؟ به خاك بسپارم، موميايي كنم يا بسوزانم؟ مي‌گويند: معطل نكن، هر سه كار را بكن.
    مسلما نبايد با عروس يا داماد قطع رابطه كرد. شما حداقل يك وجه مشترك داريد و آن هم آرزوي زندگي خوب براي دختر يا پسرتان است اما با وقايعي كه با ورود يك غريبه در خانواده روي مي‌دهد، چطور بايد برخورد كنيم؟ در ذيل تجربه‌هايي درباره اين خويشاوندان را به همراه راه‌حل‌هايي از «ايوگليكس‌من» روانشناس خانواده كه در نشريه «سلامت شما» به چاپ رسيد را مي‌خوانيم.
     1 - روانشناسان خانواده مي‌گويند: «بگذاريد فرزندان‌تان بدانند كه شما مثل تور نجات هميشه در دسترس هستيد، البته اگر آنها بخواهند» بايد بدانيد آغوش والدين همواره براي كمك به روي ما باز است. در واقع بايد گفت والدين اگر در كارهاي روزمره زندگي فرزندان‌شان دخالت نكنند، بهتر است.
    2‌‌ - والدين بهتر است زبان خوش داشته باشند، طوري با فرزندان‌تان صحبت نكنيد كه آنان نصيحت را به حساب انتقاد بگذارند. بايد گفت: زبان خوش، شما را به همه جا مي‌رساند و تا مي‌توانيد از عروس و داماد تعريف كنيد.
    3 - عروسي مي‌گويد: من والدين شوهرم را به چشم دوست نگاه مي‌كنم، نه پدر و مادر همسرم. در واقع قبل از هرچيز با يكديگر بايد دوست باشيد.
    4‌ - عروسي مي‌گويد: هرگاه مادرشوهرم به خانه‌مان مي‌آيد به جاي اين‌كه بي‌مقدمه وارد شود و كارها را به روش خودش در دست بگيرد، از من مي‌پرسد كه چه كمكي مي‌تواند به من كند. آنها در منزل ما به روش ما زندگي مي‌كنند و هرگاه من هم به منزل آنها مي‌روم، سعي مي‌كنم به روش آنها زندگي كنم...
    5 – والدين بهتر است منبع توليد انرژي مثبت باشند، به اين ترتيب زندگي در كنار آنها بسيار دلپذير خواهد بود. معمولا فرزندان دوست ندارند از والدين خود بشنوند: «چرا به من كم تلفن مي‌كني؟» يا «چرا از من تشكر نكردي». به ياد داشته باشيد كه توقعات بيجا باعث مي‌شود عروس يا داماد احساس گناه كنند. از طرفي پدر و مادرها نبايد از اين‌كه عروس يا دامادشان آنها را «پدر» يا «مادر» خطاب نمي‌كنند، ناراحت شوند زيرا طبيعي است رابطه‌اي كه آنها با والدين خودشان دارند را با آنها ندارند.
    6 - انعطاف را در هرحال رعايت كنيد. زماني كه فرزندتان از همسرش شكايت مي‌كند، هرگز به سود او موضع‌گيري نكنيد. هرگز به سود او با همسرش دعوا نكنيد. آقادامادي مي‌گويد: «مادرزنم بي‌طرف است و احساسات مرا درك مي‌كند. او به من مي‌گويد كه دخترش چه اخلاقي دارد و به من پيشنهاد مي‌كند كه چگونه با دخترش رفتار كنم.»
    7 - «نانسي گارسيا» 43 ساله، بيست سال پيش پدرش را از دست داد. او در حال نوشتن نامه‌اي به پدرشوهرش، لارنس گارسياست. در واقع پدرشوهرش پانزده سال است كه با او مكاتبه دارد. او اين نامه را براي تشكر از اين‌كه در اين مدت به او عشق و توجه پدرانه داشته، مي‌نويسد. او مي‌گويد: «پدرشوهرم مثل پدر خودم به من احترام مي‌گذارد و اين براي من ارزش دارد.»
    8 - براي خودتان زندگي كنيد. فرزندان خود را همه زندگي خود قرار ندهيد و توقع نداشته باشيد كه آنان به همه نيازهاي شما پاسخ بدهند. دكتر ريش، روانشناس معروف آمريكايي مي‌گويد: والديني كه هنوز بند ناف فرزندشان را قطع نكرده‌اند، تيشه به ريشه ازدواج او مي‌زنند. روزي چهارده مرتبه به آنها تلفن نكنيد، به جاي اين‌كه انتظار داشته باشيد فرزندتان يا از جهت عاطفي يا به صورت عيني از شما مراقبت كنند، زندگي اجتماعي خود را وسعت دهيد و براي خود زندگي كنيد.
    9 - ما نياز داريم با هم حرف بزنيم. دكتر ويش مي‌گويد: اگر عروس يا دامادتان از شما دوري مي‌كنند، با خود خلوت كنيد و از خود بپرسيد كه چه مي‌كنيد كه چنين احساسي به وجود مي‌آيد. البته بدون اين‌كه حالت دفاعي به خود بگيريد با فرزندتان صحبت كنيد و اگر قانع نشديد به سراغ عروس يا دامادتان برويد. به عبارتي پاسخ آنها را بشنويد و بپذيريد، مودب باشيد و فراموش نكنيد كه شما و عروس يا دامادتان شخص واحدي را دوست داريد؛ كسي كه از بهبود روابط شما بسيار خوشحال خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

اگر زن ها به جای حامله شدن تخم میگذاشتند !

راستی آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که اگر خانم‌ها بجای حامله شدن و وضع حمل، مانند پرندگان تخم می‌گذاشتند، چه اتفاقاتی در دنیا رخ می‌داد، و زندگی روزمرۀ ما دستخوش چه تغییراتی می‌شد؟

بنظر من، بزرگترین و بهترین تغییری که در زندگی خانم‌ها رخ می داد، این بود که دیگر هیچ زنی نگران اضافه وزن و کاهش مجدد آن در دوران حاملگی و بعد از آن نبود و خانم‌ها از بابت مراقبت‌ها و رژیم‌های غذایی دوران بارداری، راحت و بی‌خیال بودند، چون تخم می‌گذاشتند و با خیال راحت روی آن می‌نشستند. البته احتمالاً دوران روی تخم نشستن آن‌ها، برای خودش داستان‌ها و رسم و رسومات بسیاری ایجاد می‌کرد و موضوع غیبت و پرحرفی خیلی از خانم‌های پیر و جوان می‌شد. مثلاً مراسم «تخم اندازون»!!! که طی آن خانم‌ها دور هم جمع می‌شدند و با شیرینی و کادو به عیادت «مادر آینده» و «تخم‌هایش» می‌رفتند و پیرامون تخم و تخمگذاری و خاطرات تخمی خود، با هم به بحث و گفتگو می‌پرداختند. (البته فراموش نشود که بعد از اتمام مراسم، تا روزها و هفته‌ها بحث شیرین غیبت ادامه می‌یافت).

مثلاً:

- واه، واه، واه، دختره رو دیدی اقدس جون! همچین با افاده روی تخم‌هاش نشسته بود که انگار تخم طلا گذاشته!!!

- آره خواهر، والله ما اون وقت‌ها، شیش تا شیش تا تخم میذاشتیم و اینقدر هم ناز و ادا نداشتیم. امان از دخترهای این دوره زمونه…!

و یا:

- وای، وای، وای، مهین جون، تخم‌هاشو دیدی؟؟!… عین گردو بود!!! هم کوچیک بود، هم سیاه!!

- آره دیدم، شهین جون. چقدر هم مادر شوهره ازش تعریف می‌کرد، خدا شانس بده. من تازه که عروسی کرده بودم، یک تخم گذاشتم عین هلو!!! هر کی می‌اومد دیدنم، دلش می‌خواست گازش بگیره! ولی خدا شاهده که مادر شوهرم یک بار هم جلوی مردم از تخم من تعریف نکرد…

و اما دومین تغییر خوش آیند برای خانمها این بود که آنها می‌توانستند با خیال راحت و بدون تحمل درد و یا بیهوشی شاهد لحظۀ تولد فرزندشان باشند، چون دیگراز درد زایمان و «اپی دورال» و «سزارین» خبری نبود.

طبیعتاً علم پزشکی هم به صورت امروز نبود و مردم بجای مراجعه به دکتر زنان و زایمان، از وجود تخم شناسان حرفه‌ای، و دکترهای «تخمی» بهره‌مند بودند.

دردنیای تجارت و بیزنس نیز احتمالاً تغییرات فراوانی ایجاد می‌شد. مثلاً شرکت‌های تولید کنندۀ لباس و لوازم حاملگی در دنیا وجود نداشت و بجای آنها کمپانی‌های تخمی فراوانی در دنیا تأسیس می‌شد که کار آنها تهیه و تولید انواع و اقسام لوازم و ادوات تخمی، جهت نگهداری بهینۀ تخم بود. مثل «تخم گرم کن الکترونیکی هوشمند» و یا «محافظ کامپیوتری تخم، با قابلیت اتصال به اینترنت و کنترل از راه دور»!!!

تزئینات تخم نیز برای خود ماجراهایی داشت و موضوع رقابت و چشم و هم‌چشمی بسیاری از بانوان محترم می‌شد. مثلاً روکش‌های طلا برای تخم که در صورت سفارش بر روی آن برلیان هم کار گذاشته می‌شد تا خانم با ناز و افاده بر روی آن بنشیند و به بقیه پز بدهد! و همین کارها باعث پیدایش کمپانی‌های جدیدی جهت اخذ «وام‌های تخمی» با بهره‌های جور وا جور و نهایتاً سرمایه‌گزاری‌های تخمی در این راه می‌شد.

خلاصه که خیلی‌ها بسوی بیزنس‌های تخمی می‌رفتند و ایده‌های تخمی فراوانی، به ثمر می‌نشست و در نتیجه، خیلی‌ها «مییلونر و میلیاردر تخمی» می‌شدند.

و چه بسا افرادی هم بودند که بخاطر ایده‌های تخمی خود، دست به کارهای تخمی می‌زدند و پس از چند سال فعالیت بی‌حاصل تخمی، اعلام ورشکستگی می‌کردند و در نتیجه همۀ سرمایه خود را از دست می‌دادند.

در بخش تبلیغات تجاری نیز مردم شاهد حضور آگهی‌های ریز و درشت تخمی در در و دیوار و رادیو و تلویزیون بودند، که مثلاً می‌گفتند:

«اگر تخم بزرگ می‌خواهید، با دکتر … متخصص امور تخم تماس بگیرید.»

«استرس و افسردگی‌های تخمی خود را با دکتر … دارای بورد تخصصی از انجمن دکتران تخمی آمریکا در میان بگذارید.»

«آقای …، مشاوری مطمئن در امور تخم‌های شما».

«خانم …، وکیل آگاه و با تجربه برای دعاوی تخمی شما. عضو هیات مدیرۀ کانون وکلای تخمی کالیفرنیا»

«تخم‌های خود را نزد ما بیمه کنید و با خیال راحت به مسافرت بروید. شامل: سرقت، ترک‌خوردگی و شکستگی!»

«اگر به علت مشغله کاری و یا بیماری، قادر به نشستن روی تخم نیستید، با ما تماس بگیرید. ما از تخم شما مانند چشم خود محافظت می‌کنیم!»

وب سایت‌های تخمی نیز مانند سرطان، در عرض چند هفته تمامی کامپیوترها و شبکه‌ها را تسخیر می‌کردند.

در تلویزیون، مردم به مشاهدۀ میزگردها و برنامه‌های پرسش و پاسخ تخمی می‌نشستند. مثلاً خانمی از اصفهان با تلویزیونی در لوس‌آنجلس تماس می‌گرفت و بعد از ده‌ها دفعه که صدا قطع و وصل می‌شد، می‌پرسید: آقای دکتر، من احساس می‌کنم که جدیداً پوست تخمم نازک شده(!) چیکار باید بکنم؟…

و طبق معمول همیشه، آقای دکتر یک جواب بی سر و ته به او می‌داد و گوشی را قطع می‌کرد و به سراغ بقیۀ سئوالات تخمی شنوندگان می‌رفت.

در برنامه‌های رادیویی نیز، برنامه‌های روانشناسی تخمی، در بین شنوندگان جایگاه ویژه‌ای داشت و دراین میان خوانندگان و نوازندگان هم از این داستان بی‌نصیب نمی‌ماندند و حتماً ترانه‌هایی در وصف تخم و تخمگذار سروده می‌شد. بطور مثال:

- یک تخم دارم، شاه نداره. صورتی داره، ماه نداره…

و یا:

- هیشکی مثل تو تخم نداره. نه داره. نه می‌تونه بذاره…

زندگی خانوادگی و روابط انسان‌ها نیز جدا از این تغییرات نبود و حتماً آداب و رسوم و معاشرت‌های مردم نیز بر همان اساس تغییر می‌کرد. مثلاً مادران به پسران خود می‌گفتند و نصیحت می‌کردند که: مادر سعی کن زنی بگیری که واست تخم‌های گنده گنده بکنه!!!

در هنگام خواستگاری نیز مادر عروس با افاده به خانواده داماد می‌گفت: خانوادۀ ما اصولاً «تخم بزرگ» هستند. من خودم وقتی تازه ازدواج کرده بودم، یک تخم گذاشتم، اندازۀ هندوانه!!!!…

به اسامی افراد و نام‌های خانوادگی موجود نیز، احتمالاً چندین اسم و فامیل تخمی اضافه می‌شد. مثلاً: تخمعلی تخمی‌زاده، تخمناز تخمی‌نژاد، تخم‌عباس تخمی‌پور و…

پدربزرگ، مادربزرگ‌ها مثل همیشه، شایعه درست می‌کردند و از تجربیات تخمی خود سخن می‌گفتند و برای جوان‌ترها داروهای سنتی و گیاهی تجویز می‌کردند و می‌گفتند:

- قدیمی‌ها گفته‌اند: اگر روزی چهار تا استکان گل گاو زبون بخوری، تخمهات میشه اندازه نارگیل!!!

و یا:

- اگر کنجد رو با پوست گردو مخلوط کنی و با هل و نبات بخوری، حتماً تخم دوزرده می‌کنی! و…

مردم هنگام قسم‌خوردن و یا قسم‌دادن یکدیگر، از قسم‌های تخمی نیز استفاده می‌کردند. مثلاً می‌گفتند: به جون تخم عزیزم راست می‌گم! و…

و هنگام دعوا و عصبانیت، علاوه بر فحش خواهر و مادر و جد و آبا، به تخم‌های هم دیگر نیز فحش می‌دادند مثلاً: الهی تخمهات بشکنه! الهی تخمهاتو سگ ببره و…!!!

در قوانین کشورها نیز احتمالاً چند قانون تخمی به بقیۀ موارد قانونی اضافه می‌شد و همین موضوع، مقدمۀ بروز یکسری جرم و جنایت تخمی می‌شد.

جنایتکاران جنگی به جای «نسل کشی»، «تخم شکنی» می‌کردند و باندهای تبهکار و مافیایی علاوه برخلاف‌های قبلی، به جرائم تخمی مانند تخم دزدی و تخم فروشی و قاچاق تخم هم روی می‌آوردند.

حال شما بگویید، دوران حاملگی بهتر است یا زندگی تخمی!؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط علی کشوری  |