تبليغاتX
ساز نی

ساز نی

پيامك هاي خفن

پسر ها هيچ وقت دونبال دو چيز نمي دوند . اتوبوس و دختر چون 10 دقيقه بعد يكي كي مياد !
-
به علت نبودن چرت و پرت براي ارسال . پيشاپيش نوروز 1386 را تبريك عرض مي كنيم .

سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم مي تونيم همسايه شويم ؟
-
تو صحراي قلبم تو تنها شتري !
-
يه بغل گل رز با يه دنيا احساس با يه سبد ستاره . مي دم بهت ببر سر چها راه بفروش سودش نصف نصف !
-
چه كار كردي مه اين همه طرفدار پيدا كردي ؟ هر جاي شهر كه مي رم ميبينم مردم تابلو هايي دستشون گرفتن كه اسم تو روش نوشته شده:گوسفند زنده !!!
-
آسمان را مي خواهم براي عبور . جاده باريك است ! ماه را مي خواهم براي نور را تاريك است ! تو را مي خواهم براي نظافت عيد نوروز نزديك است !
-

اين اس ام اس شما فقط براي دويدن شما به دنبال گوشي ارسال شده و ارزش ديگري ندارد !
-
دوست داشتم جيگرتو بخورم. اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر كنم !
-
طبق آخرين مصوبه وزارت دادگستري . خل بودن جرم نيست . ازادانه به كارت برس !
-
مي دونيد كه اولبن بار كه ادم حوا رو ديد بهش چي گفت ؟ گفت : ايوووووو چه خانم با شخصيتي ! با من ازدواج مي كندهده ؟
-
لرزش صدات .برق نگات . طش قلبت . نفسهاي تندت و عرقي كه رو يشونيت نشسته . همه گوياي يك چيزه :…………………………….. تيروئيدت ركاره برو دكتر !
-
قلب من . دل من . خون تو رگهاي من . نفس من جيگر من . خلاصه …. همه وجودم درد مي كنه . بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم !
-
اگه منو دوست داري كه هيچ چ چ چ چ … اما اگه نداري …….. تو غللللط مي كني !
-
….
……
…….
فضول اگه چيزي مي خواستم بنويسم بگم همون بالا مي گفتم
-
جواد ترين اس ام اس لاو ???? : لاستيك دلمو را با ميخ نگاهت پنچر نكن !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

ترجمه توهين های رایج در زبان فارسی به زبان انگلیسی !!!

*My father came out, and I will take out your father!پدرم در آمد و پدر تورا هم در میارم))
*May they take away your ‘dead washer’! (مرده شورتو ببرن!)
*Ghosts of your stomach! (
ارواح شکمت!)
*Don’t put a hat on my head! (
سرم کلاه نگذار!)
*Why are you selling me wet wood?? (
چراهیزم تر بمن می فروشی?)
*Light up my homework! (
تکلیفم رو روشن کن!)
*His donkey passed the bridge. (
خرش از پل گذشت)
*Cut tail! (
دم بریده)
*What kind of dirt shall I put on my head? (
چه خاکی بر سرم بکنم?)
*His head is playing with his tail! (
سرش با دمش (..) بازی می کنه!)
*Pull your carpet out of the water! (
گلیمتو از آب بکش!)
*Happiness has hit you under your stomach! (
خوشی زده زیر دلش!)
*Punch you so hard that electricity will come out of your eyes!
(
چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)
*Snake Venom! (
زهر مار !)
*Disease! (
مرض!)
*Pain without a cure! (
درد بی درمون!)
*He thinks he has fallen out of an elephant’s nose?(!فکر می کنه از دماغ فیل افتاده?!)
(
*Dog’s mustache (سگ سبیل)
*I’ll take out your eyes! (
چشتو در میارم!)
*Your step on my eye! (
قدمت روی چشمم!)
*May I be sacrificed for you! (
قربونت برم!)
*You have seen camel; you haven’t seen. (
شتر دیدی ندیدی.)
*Don’t drop worms! (
کرم نریز!)
*He does long tongue!! (
زبون درازی می کنه!!)
*Donkey into donkey!!! (
خرتوخره!!!)
*They are like an elephant and a tea cup! (
مثل فیل و فنجون می مونن)
*Don’t put watermelon under my arms! (
هندونه زیر بغلم نده!)
*I’ll make you one with the wall!
با دیوار یکیت می کنم)!)
*I wanted to see who my nosey person is?! (
میخواست ببنم فضولم کیه?!)
*Don’t look at me left left!! (
بهم چپ چپ نگاه نکن )

*Took the water from my face! (Aabeh roomo bord!)
*Painted us black! (
مارو رو سیاه کرد!)
*The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (
در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته?)
*You can’t ride a camel bending, bending! (شتر سواری دلا دلا نمی شه!)
*The blind read! (
کور خونده!)
*The dog was hitting, the cat was dancing! (
سگ میزدگربه می رقصید!)
*You brought my life up to my lip
! (جونم و بلبم رسوندی!)
*My soul reached my lips! (
جونم بلبم رسید!)
*Inside head eater!! (
توسری خور!!)
*It’s hit my head! (
زده به سرم!)
*Blind cat! (
گربه کوره!)
*My head whistled! (
سرم سوت کشید!)
*My job is done. (
کارم تمومه.)
*Burnt father! (
پدر سوخته!)
*His mouth still smells like milk! (
هنوز دهنش بوی شیر میده!)
*I haven’t said anything to her and she has grown a tongue!
هیچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)
*I hope your eyes go blind! (
چشمت کور!)
*I grabbed it out of his belly. (
از دلش در آوردم.)
*One is too little, two is sad, the third is sure. (
یکی کمه دوتا غمه سومی خاطر جمعه.)
*It was hitting and banging! (
بزن بکوب بود!)
*May your hand not hurt. (
دستت دردنکنه.)
*May your head not hurt. (
سرت درد نکنه.)
*Don’t be tired! (
خسته نباشی!)
*I hope your mind goes up! (
فهمت بره بالا!)
*Choke!!! (
خفه شو!!!)
*Killed the cat by the honeymoon suite! (
گربه رو دم حجله کشت!)
*Not coming not coming, when coming, two two coming!! ( نمیاد نمیاد وقتی میاد دوتا دوتا میاد!)
*No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)
*Go daddy!!! (
برو بابــــــــْآ !!!)
*Let’s hit and go
! (بزن بریم!)
*One pot tells the other pot your face is black?! (
دیگ به دیگ میگه روت سیاه?!)
*Make him a donkey! (
خرش کن!)
*Come short! (
کوتاه بیا!)
*Money is not the bear’s grass!! (
پول علف خرس نیست!!)
*A hundred years to these years! (
سد سال به این سال ها!)
*Your warm breath! (
دمت گرم!)
*Her stomach is happy. (
دلش خوشه.)
*My stomach is tight. (
دلم تنگه.)
*Wide ass!! (
کون گشاد!!)
*My stomach burned for her! (
دلم براش سوخت!)
*Stomach to stomach has a path! (
دل به دل راه داره!)
*Big bear! (
خرس گنده!)
*Stomach is not in his stomach!! (
دل تو دلش نیست!)
*It doesn’t have math or books! (
حساب کتاب نداره!)
*I’ll eat your liver! (
جیگرتو بخورم!)
*Sink your teeth into liver a little bit! (
یک کمی دندو رو جیگر بذار!)
*It’s raining dogs here! (
اینجا سگ سارونه!)
*One gear! (
یک دنده!)
*His pocket is
wide as mullah’s ass! (جیبش مثل کون ملاگشاده!)
*Dirt on your head!! (
خاک برسرت!!)
*My stomach is making salt! (
دلم شور می زنه!)
*I died from laughter. (
از خنده مردم.)
*It is from my God! (
از خدامه!)
*He was stuck between the earth and the sky. (
مونده بود بین زمین و آسمون.)
*From each of her fingers a talent rains! (
از هر انگشتش هنر میباره!)
*Make your hat the judge! (
کلاهتو قاضی کن!)
*I won’t even give you a non-curing disease! (
درد بی درمون هم بهت نمیدم!)
*A flower has no front or back! (
گل پشت رو نداره!)
*Without dad and mom! (
بی پدر مادر!)
*He put a finishing stone! (
سنگ تمام گذاشت!)
*His health is a ball! (
حالش توپه!)
*I know him like the palm of my hand. (
مثل کفت دستم می شناسمش.)
*Have I smelled the palm of my hand?? (
مگه کف دستموبو کردم??)
*She hits one handed! (
یک دستی می زنه!)
*Without back of work! (
پشتکارنداره!)
*Donkey head! (
کله خر!)
*Wind hitter. (
باد بزن.)
*Water puller. (
آب کش.)
*Hat lifter! (
کلاه بردار!)
*You are the darling of my stomach.(عزیز دلمی )
*She is very heavy and colourful! (خیلی سنگین رنگینه!)
*Don’t make yourself spoiled!! (
خودتو لوس نکن!!)
*Drink of life! (
نوش جان!)
*Unknowledgeable in salt!! (
نمک نشناس!!)
*Without salt! (
بی نمک!)
*With salt! (
با نمک!)
*Without steam! (
بی بخار !)
*Don’t be narrow and orange!! (
نازک نارنجی نباش!!)
*You ate my head!! (
سرمو خوردی!!)
*Again the same soup and the same bowl!! (
بازهم همان آش و همان کاسه!!)
*Your eyes see beautiful! (
چشمتون قشنگ می بینه!)
*May your eyes be bright! (
چشمتون روشن!)
*He took her tear out! (
اشکشو در آوردی!)
*Her colour has jumped away! (
رنگش پریده!)
*The patient stone. (
سنگ صبور.)
*Your place is very empty! (
جات خیلی خالیه!)
*One hand has no voice. (
یک دست سدا نداره.)
*I want the donkey and the dates. (
هم خرو میخواد هم خرمارو.)
*My new sleeve, eat rice!! (
آستین نو بخور پلو!!)
*Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! (
دوستیش مثل دوستی خاله خرسه اس!)
*She still has two and a half swallows left!!! (
هنوز دوقورت و نیمش باقیه!!!)
*Don’t see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! (
فلفل نبین چه ریشه بشکن ببین چه تیزه!)
*One crow, forty crows! (
یک کلاغ چهل کلاغ!)
*Hear and don’t believe! (
بشنو و باور نکن!)
*Leave it alone, it’s not male male, or female female! (
ولش کن نه نر نره نه ماده ماده!)
*If you’re a crow, then I’m a baby crow! (
اگه تو کلاغی من بچه کلاغم!)
*The onion has been hanging out with the fruit!! (
پیاز هم خودشو قاطی میوه ها کرده!!)
*Which instrument of yours should I dance to?? (
با کدوم سازت برقصم??)
*May God never subtract you from brotherhood! (
خدا از برادری کمت نکنه!)
*My stomach became a kabob! (
دلم کباب شد!)
*Die for someone who will have a fever for you! (برای کسی بمیر که برات بمیره!)
*Fartnose! (
گوز دماغ!)
*Ouch life/soul!! (
آخ جوووون!!)
*My veins and roots came out!! (
رگ و ریشه ام در اومد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

[ عرب های چشم چرون! عکس :d]

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط علی کشوری  | 

علی دایی با اندی ( عکس)

علی دایی با اندی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط علی کشوری  | 

نامه منتشر نشده مهندس بازرگان به محمد رضا پهلوی

میزان : نامه زیر نامه مرحوم مهندس بازرگان به محمد رضا پهلوی پس از تسخیر سفارت آمریکا است که پس از 29 سال دکتر ابراهیم یزدی آن را در اختیار رسانه ها قرار داده است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اعلیحضرت سابق آقای محمد رضا پهلوی

 

اگر همیشه از من صراحت دیده اید که تلخ بوده است فکر می کنم هر دفعه نیز روشن شده است که گفتارم خالی از صداقت و حسن نیت نبوده، و درست از آب در آمده است. حالا هم می خواهم پیشنهادی بدهم که به خواست خدا خیر بزرگ برای همه و از جمله شما و شهبانو در دو دنیا خواهد داشت. در برابر وضع وحشتناک حاضر و مساله لاینحلی که گروگان گیری اعضا سفارت آمریکا و سر سختی طرفین دعوی بر سر استرداد شما بوجود آورده است و می رود که خدای نخواسته عالمی به آتش و مرگ کشیده شود بیایید یک ژست عالی تاریخی و در عین حال ساده انجام دهید: اعلام مراجعت به ایران برای حضور و دفاع خود در محاکمه بنمایید، کلید نجات مملکت و باز شدن گره کور بین الملل و همچنین آزادی وجدانتان و خروج از وحشت حاضر بدست شما است. به خاطر هموطنان و برای اثبات دوستی و خدمتگزاری به آنان و به شریعت که همیشه مدعی بوده اید این کار را بکنید و بی درنگ هم بکنید. گروگان ها آزاد خواهند شد، مردم آمریکا که نمی گذارند دولت شان شاه را تحویل بدهد راضی و خلاص خواهند شد. حمله به ایران و هرگونه مشکلات و مصائب احتمالی مرتفع می شود. اروپا و آسیا از نگرانی بیرون می آیند و بالاخره شهرت جهانی و افتخار خدمت بی نظیری که کفاره ای از گذشته و آبرویی برای آینده خواهد بود  می خرید . چه بسا همین عمل تاثیر بر دلها و در محکومیت شما داشته باشد. در هر حال من پیشقدم در تقاضای تخفیف و کوشا برای اخذ گذشت خواهم بود. روسای کشورها نیز چنین وساطت خواهند کرد. این را هم بدانید که در صورت خودداری از چنین شهامت مردانه وضع مردم ایران و دنیا طوری نیست که به سلامت و به سلطنت بر گردید. عاقلانه ترین و خوش عاقبت ترین راه حل همان است که عرض کردم، خداوند ارحم الراحمین است و در توبه و سعادت را به روی بندگان باز گذاشته است.

 

 

مهدی بازرگان / تهران نهم آذر ماه 1358

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

مجرد های عاشق ، بخوانند!(( حتمآ بخوانند ))

ازدواج ، یکی از موضوع‌های اساسی زندگی هر فرد است و در این میان، افرادی که با تدبیری مناسب به ‌این سنت الهی عمل می‌کنند ‌، شاهد پیامدهای بسیار مثبتی در زندگی خواهند بود و آرامشی عمیق در زندگی‌شان جاری می‌گردد. اما متأسفانه باید بگوییم که براساس آمار و ارقام رسمی کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعه‌ی ما اتفاق افتاده ‌که هر شنونده‌ای را بی‌درنگ به تأمل در این‌خصوص ، وا‌می‌دارد. آیا این افراد، قبل از ازدواج فکر می‌کردند روزی با دنیایی از اندوه ، می‌بایست از هم جدا شوند؟

‌با بررسی بسیار ساده و گذرا در زندگی بسیاری از زوج‌های جوان که به‌ظاهر روزی عاشق یکدیگر بودند و اینک از هم نفرت دارند ، در‌می‌یابیم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبیر کرده و بر‌اساس این اشتباه ، تصویر رنگی و زیبایی از طرف مقابل در ذهن‌شان ترسیم و زندگی مشترک خود را بدون هیچ پشتوانه‌ی منطقی و عقلی آغاز نموده‌اند.

در این مطلب سعی می‌شود برخی از مشکل‌های عشق‌های زودگذر و سطحی بیان شود تا دست‌کم افرادی که گرفتار چنین عشق‌هایی شده‌اند ، با بررسی این نکته‌ها ، نگاه عمیق‌تر و عاقلانه‌تری به موضوع ازدواج داشته باشند:

 چهره‌های تکراری


‌یکی از جذابیت‌هایی که در عشق‌های زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شیفته‌ی زیبایی ظاهرهم ‌می‌شوند و با گفتن کلمه‌های عاطفی و عاشقانه ، تظاهر به علاقه‌مندی به خصلت‌های ارزشی یکدیگر می‌کنند اما بعد از گذشت مدتی از ازدواج ، با فروکش کردن هیجان‌های کاذب‌‌ از درون ، به سراغ ارزش‌های فرد مقابل می‌روند چرا‌که در این زمان ، چهر‌ه‌ی او دیگر عادی و شاید هم تکراری شده است و اکنون ویژگی‌های درونی و معنوی همسر برای‌شان مهم و جدی گشته و در صورتی‌که با نظام ارزشیِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ،‌ شروع به بهانه‌گیری و پرخاشگری می‌کنند و زندگی را تبدیل به جهنمی سوزان و پراضطراب می‌نمایند.

‌سوء‌ظن‌های مکرر


از آسیب‌های بسیار جدی عشق‌های زودگذری که منجر به ازدواج می‌شود ‌، سوء‌ظن‌های مکرر در زندگی زناشویی ‌می‌باشد. افرادی که به‌راحتی با یک لبخند و یا با یک گفت‌وگوی ساده در یک میهمانی و بدون هیچ پشتوانه‌ی منطقی ، دل به هم می‌سپارند ،‌ پس از زمانی اندک بعد از ازدواج ، دچار تردید می‌شوند که چنین فردی‌که به این راحتی با من بنای دوستی و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد دیگری هم چنین بوده باشد و یا در آینده‌ای نزدیک ، چنین رابطه‌ای را با دیگری داشته باشد. بنابراین ، مدام دچار تردید و بدبینی نسبت به همسر شده و همیشه به دیده‌ی یک متهم به او ‌می‌نگرد و همین سوء‌ظن‌های مکرر ، زندگی را آشفته و دچار بحران می‌کند. هر چه‌قدر یک خانم در ارتباط‌ ها و محاوراتش با مردان غریبه ، راحت‌تر باشد ، به همان میزان ، ارزش و قیمتش ‌نزد آنان پایین‌تر می‌آید و فقط زیبایی‌های ظاهری آن زن برای آنان جلب توجه می‌کند و جوهر وجودی و ارزشی آن زن ، مورد بی‌مهری قرار‌می‌گیرد.

‌عدم پشتوانه‌ی خانواده‌


یکی از معضل‌های بیش‌تر زوج‌هایی که با عشق‌های خیابانی ، زندگی مشترک‌ خود را آغاز می‌کنند ‌، عدم حمایت خانواده‌های‌شان می‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمایتی خود قرارداده‌اند و آرزوی یک زندگی خوب را برای فرزندان‌شان داشته‌اند ، ناگهان ‌‌با انتخابی از طرف فرزندشان مواجه می‌شوند که شاید به هیچ‌وجه تناسبی با خانواده‌ی آنان نداشته باشد. بنابراین ، تنها با اصرار و پا‌فشاری فرزندشان ، تن به رضایت به ‌این ازدواج می‌دهند و گاهی هم هیچ‌و‌قت چنین ازدواجی را حتی به‌ظاهر ، تأیید نمی‌کنند.

چنین زوج‌هایی که مورد حمایت مادی و معنوی خانواده قرار‌نمی‌گیرند ‌، به‌طور معمول ، بعد از زمان کوتاهی از زندگی مشترک ، دچار طوفان‌های شدیدی در عرصه‌ی زندگی می‌شوند و چون تکیه‌گاه محکمی ندارند ، گاهی بادبان‌های کشتی زندگی‌شان در این بحران‌ها می‌شکند و بازسازی این بادبان شکسته ، شاید بسیار سخت و گاهی هم غیر‌ممکن باشد.

‌کاهش احساس‌های عاشقانه


زوج‌هایی که با عشقی کاذب و بدون منطق ، زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند ، به دلیل طغیان بی‌اساس احساس‌‌های‌‌شان در ابراز علاقه در ابتدای آشنایی ، پس از ازدواج ، به‌طور طبیعی این معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل می‌رود و این در حالی‌ست که انتظارها و توقع‌های گذشته هم‌چنان باقی‌ست و در این شرایط ، طرفین احساس‌های خود را با قبل از ازدواج مقایسه کرده و دچار تناقض می‌شوند و چنین برداشت می‌کنند که طرف مقابل ، تمام آن‌چه را که در گذشته بیان داشته ، دروغ گفته است. در زندگی منطقی، این نکته قابل توجه است که زوجین هر روز نسبت به یکدیگر عاشق‌تر می‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بیش‌تر و عاشقانه‌تر می‌شود ‌، در صورتی‌که در زندگی غیر‌منطقی ، زندگی روز‌به‌روز غیر‌قابل‌ تحمل‌تر می‌شود و زن و شوهر از یکدیگر دورتر می‌شوند.

 ‌به‌راحتی دل داده و به راحتی دل از دست می‌دهند


ازدواج‌های بی‌منطقی که بر پایه‌ی تدبیر بنا نشده و زوجین به‌راحتی به یکدیگر دل می‌سپارند و مسیر مشترک یک زندگی را آغاز می‌کنند ، بعد از گذشت مدتی ، دچار بحران‌های شدید عاطفی ، روحی و خانوادگی می‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها می‌روند و متوجه می‌شوند اصول مهمی در زندگی هست که می‌بایست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. این‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هیچ منطقی ، ساز جدایی را سر می‌دهند و به‌راحتی دم از طلاق‌ می‌زنند. آنان که در فاصله‌ای نه چندان دور، به‌راحتی دل به محبوب‌شان دادند ، اینک نیز به‌ همان راحتی از او می‌گذرند و عشق خویش را در جایی دیگر جست‌وجو و به‌سادگی ، یک زندگی مشترک را نابود می‌کن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

{|--|} اگه من جای خدا بودم {|--|}

من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم ! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه ! وقتی میخواستم پیغمبر برای خلق تعیین کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن ! هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام … حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن !

 یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن ! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که ! همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم ! یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه ! هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم قربونت برم …عزیز دلم … فدات بشم نه اینکه محل سگ هم نذارم ! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم  ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این مزخرفات نباشه ! عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه !

به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! ( اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی ) ! جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم ! سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟ اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش ( جوی هاش ) شیر و عسل بیاد ! شیر و عسلی که توی جوب ( جوی ) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره ! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درست درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن ! از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

خانم ها زودتر از همسرتان به خواب نروید (( حتمآ بخونین ))

می‌توان گفت تقریباً همه مردها نفوذ‌ پذیرند، به‌شرط آنکه شما نافذ خوبی باشید . سعی کنید شیوه نفوذ همسر خود را بشناسید و با تأمل و سنجیده در این مسیر گام بردارید.

در این راستا خوب است بدانید:

1- شاید یکی از دلایل این‌که شما بیش از دیگران از زندگی‌تان گله‌مندید این است که به جزئیات بیش از حد توجه می‌کنید.


اگر در مسئولیت‌های زندگی کوتاهی کنید، محکوم به شکست خواهید بود و همسرتان را نیز وادار به شکست می کنید.
2- این شما هستید که اقتدار و غرور مردانه یک مرد را شکل می دهید و بهبود می بخشید.

3- هرگز شوهرتان را با شخص دیگری مقایسه نکنید؛ مگر آنکه در آن مورد برتری با همسر شما باشد.

4- از لحاظ خلقی، خود را به ایده‌‌‌آل همسرتان، نزدیک و نزدیک‌تر کنید.

5- توقعات و نیازهای مالی خود را فقط زمانی مطرح کنید که مطمئن باشید شوهرتان قادر به برآوردن آنهاست.

6- در برنامه‌ریزی‌های مالی چنان تصمیم بگیرید که هرگز باعث ضرر نشوید.

7- بدون هماهنگی با همسرتان برای مهمانی رفتن، مهمانی برگزار کردن و مواردی از این دست، تصمیم نگیرید.

8- تا کاملاً مجبور نشده‌اید، سعی کنید بدون همسرتان در برنامه‌های تفریحی و مسافرت‌ها شرکت نکنید.

9- بکوشید لحظاتی که با همسرتان دارید، کاملاً پرانرژی و بانشاط باشید.

10- در مجالس دوستانه، سعی کنید همواره توجه‌تان معطوف به او باشد.

11- حریم اطلاعات زندگی خود را حفظ کنید، هیچ لزومی ندارد که مسایل و مشکلات شما و شوهرتان در سطح فامیل، عمومی گردد.

12- اگر در مسئولیت‌های زندگی کوتاهی کنید، محکوم به شکست خواهید بود و همسرتان را نیز وادار به شکست می کنید.

13- نقاط مثبت و ضعف مرد خود را بشناسید و بپذیرید و با این وجود باز هم به او توجه کنید.

14- دقت کنید ممکن است نیازهای زناشویی زن و مرد با هم متفاوت باشند، ولی با هم در تقابلند.

15- سعی کنید هیچ وقت زودتر از همسرتان به خواب نروید!

16- به کلیه نیازهای همسرتان همواره رسیدگی کنید.

17- فراموش نکنید شما برای حصول به رضایت، آرامش و احتیاجات خود، زمانی موفق خواهید بود که همسرتان را از تمامی این جهات تامین کنید.

18- سالگرد ازدواج و تاریخ تولد همسرتان را فراموش نکنید.

19- به مناسبات و بهانه‌‌‌های مختلف، گاهی برایش هدیه تهیه کنید.

20- هرگز هدایای دریافتی از او را، حتی اگر بی‌مصرف بودند، به کسی نبخشید.

21- از عودت یا تعویض هدیه، در هر شرایطی بپرهیزید.

22- از کلیه هدایایش، حتی آن‌هایی که مطابق میل و سلیقه شما نبوده، برای یکبار هم که شده، درحضور خودش استفاده کنید.

23- رفتار خود را گاه‌گاهی ارزیابی کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

{|--|} باز هم ایران رکورد زد {|--|}

ایران در رتبه آخر It جهان!



طبق آخرین رتبه بندی كشورهای جهان در سال 2007 میلادی كه بر اساس صحنه رقابتی صنعت فناوری اطلاعات صورت گرفته است، كشور ایران با كسب رتبه شصت و چهارم در واقع در پایین ترین جایگاه دنیا قرار گرفته است.

در این رتبه بندی كشور ایالات متحده آمریكا جایگاه نخست را كسب كرده است و پس از آن كشورهای ژاپن، كره جنوبی و انگلستان به ترتیب مقام ها دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. بیش از شصت كشور جهان توسط واحد كاوش اكونومیست در این مسابقه رتبه بندی، مقایسه شده اند.

به گفته مقامات رسمی موئسسه اكونومیست، شیوه كسب امتیاز در این فهرست بر مبنای ساختارهای زیر بنایی آی تی كشورها، محیط تجارت الكترونیك، گنجایش نیروی انسانی، چهارچوب قانونی، سیاست گذاری های حامی از بخش خصوصی و پشتیبانی از تلاش در حوزه های تحقیق و توسعه فناوری اطلاعات بوده است.

كشور ایران در بخش رتبه بندی منطقه ای خاورمیانه و آفریقا با كسب امتیاز 15.7 نه تنها در این بخش بلكه در كل لیست رتبه آخر را دریافت كرده است. بطوریكه كشورهایی مانند الجزایر و نیجریه به ترتیب با كسب 20 و 18 امتیاز بالاتر از ایران فهرست شده اند. قابل ذكر است كه مقام نخست این گروه به رژیم اشغالگر قدس تعلق گرفته است.

مهندس "دنیس مكولی" مدیر EIU و پژوهشگر فناوری جهان در خصوص این رتبه بندی می گوید: "كشور های مورد مقایسه در این فهرست، دارای ارتباط محكمی در میان یكدیگر می باشند و توانایی حضورشان در این مقایسه و نتایج بدست آمده نشان از نیروی بخش آی تی (فناوری اطلاعات) آن كشور است."

گفتنی است كه به عقیده سایت اطلاع رسانی C|Net كشور انگلستان با ارتقای جایگاه خود به مقام چهارم جهان پیشرفت چشمگیری در حوزه فناوری اطلاعات داشته است و در واقع سریعترین كشور در حال توسعه بخش فناوری اطلاعات محاسبه شده است.

در ادامه گزارش EUI گفته شده است كه با این حال، یك شكاف تهی میان كشورهای دارای حكومت های قابل انعطاف از نظر اقتصادی و دیگر كشورها وجود دارد به مانند وجه اقتصاد امریكا و كشور بریتانیا یا دیگر بازارهای مشابه نزدیك به یكدیگر.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  | 

عکس های جدید از بچه های انجلینا جولی!

 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط علی کشوری  |